عجیب نیست اگر ابر، غرق گریه شده
که از جدایی ما تازه باخبر شده است
مگر نسیم، رسانده به خانه بوی تو را
که تیغ کـُند شده، قرص بی‏اثر شده است!
مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز!
که گریه‏های من از شب بزرگتر شده است

(سید مهدی موسوی)

لینک
چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

دیوانه گفت :دوستت دارم.
عاقل, دیوانه دیوانه شد.
دیوانه به رسم دیوانگی رفت.
عاقل دیوانه ,رسم دیوانگی را نمی دانست
پس تنها ماند و
دیوانه تر شد...!!!

لینک
یکشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

و چه اندوهناک بود مرگت در خواب حتی اگر بعد از بیدار شدن کنارم نیستی دیگر هیچوقت نخواهی بود ولی از دور هم شده با تو نفس میکشم همیشه زنده باشی تا باشم...

لینک
چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

و ٢٨ شهریور آغازی بر پایان......

لینک
جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

 

هوای حوصله ابری است.....

امروز نمی دونم بخندم یا گریه کنم ....خواهرم برای تحصیل رفت سوئد .و من دلتنگش.دلم براش خیلی تنگ شده وقت شام خوردن کم مونده بود گریه کنم اخه قورمه سبزی دوست داره...ولی امیدوارم به ارزوهاش برسه ...امروز یک زندگی جدید شروع کرد خوشبخت باشی عزیزم....دوستت دارم

 

 

لینک
چهارشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

من دوست دارم جز مردمی باشم که بیرون ماندن را انتخاب کردند...بیرون از این دنیایی که دارد از هم می پاشد از این مردمی که تمام عمرشان فقط می ترسند چیزی را از دست بدهند ..از این مردم که طوری در خیابان راه می روند که انگار وضعشان رو به راه است در حالی که وضعشا ن خراب است ....بعضی وقتها فکر میکنم گدایان راحت تر از همه زندگی  می کنند الگوی خودشان را برای زندگی دارند...و برده هیج کس و چیزی نیستند.......

لینک
شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

کاش میتونستم به جای اسفند منم خرداد را دود کنم....

لینک
جمعه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

به من فکر می‌کنی؟
همان‌قدر کم
که من فکر می‌کنم
به تو؟
(ریچارد براتیگان/ علیرضا بهنام/ کلاه کافکا/ نشر مشکی)

 

لینک
پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - پریناز میزبان

       

بهار داره میرسه نمیدونم خوشحال باشم یا نه اخه قراره اتفاق بیفته .........

با این احوال  از این غربت عید و به همگی تبریک می گم سال خوبی واستون باشه

مسافرت رفتید جای منم خالی کنید اخه عاشق مسافرت تو ایران تو عیدم  جای کسی اینجا خیلی خالیه

 

لینک
پنجشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٧ - پریناز میزبان

       

شب میشینیم فیلم میبینیم : < من سام هستم > .. تخمه ریختیم جلومون . یکی تو ، دو تا من . دوتا من ، یکی تو . تو حرص میخوری ازین ترق توروق کردنهای من . چپ چپ نگاه میکنی . تو امشب زیاد خوب نیستی . با اون چشمای خوشگلت حیف نیست چپ نگاه کنی ؟اعصابت از شرکت خورده . یا هزار تا کوفت دیگه که درست برای من توضیحشون نمیدی .

 برات غذای مورد علاقتو درست کردم . که شیکمت مثلن صفا کنه . من دوست دارم تو همش صفا کنی . و ازونور ازت میخوام همیشه مهربون من باشی .فقط همین !ولی میدونی ، کل شام یه ور ، موقعی که اتاق نیمه روشنه و تاریکه ، یه شمع میذارم اون وسط ، روشن میشه . اون بالای گازم عود انار روشن میکنم . بعد نور لرزون شمع ، منعکس میشه تو صورتت ، خوشگلتر میشی . چشمات برق میزنن . من دوست دارم سرتو بالا کنی  . همینجوری نگام کنی . همینجوری نگام کنی . یاد اولای ازدواجمون میفتم . تو همش مهربون بودی و نگاهت همیشه راست راست بود . زندگیه دیگه . آدما هی میتونن خوب تر باشن ، نیستن . ما هممون میدونیما . مثلن خود تو ، واسطه میششی وسط دعوای صغری خانوم و شوهرش . آداب میگی . بعدش یادت میره . گیر میدی خودت .

دیشب که تنها بودم و تو نبودی که برات غذا درست کنم ، نشستم به فکر . داشتم فکر میکردم زندگیا داغونه . هممون از ترس،  هزار تا کار میکنیم . از ترس تنهایی ، ازدواج میکنیم . بعد از ترس تنهاییهای بعدتر بچه دار میشیم . بعد گند میشیم . چون خودمون نبودیم .

دیشب یاد اون موقعی افتادم که ماه عسل باهم رفته بودیم سیستین شپل واتیکان ،  جوون بودیم مثلن بیست و خورده ایتا . الان ده سال گذشته . داریم میریم تو سراشیبی . اونموقع ازین نقاشیهای آقای آنجلو دست نمیکشیدیم . تو دستت همینطور تو دستم بود . کلمون رو به سقف بود .  هنر بود . تو بودی . من بودم . لذت بود .

 بعدش من رفتم بالای برج پیزا ، تو گفتی نرو . من رفتم . گفتم میخوام دنیا رو کج ببینم . دنیا رو کج دیدم . زندگیم کج شد .

من همیشه عشق نسبیت بودم . یه خط کج همیشه کج نبود . بستگی داشت از کجا بهش نگاه کنی . یا چپ و راست ، همیشه چپ و راست نیستن . گاهی چپ ، راست میشه و گاهی راست چپ . اما میدونی ..

ما سالهاست ازدواج کردیم . من دلم یه میزگرد میخواد حالا . بشینیم زن و مردونه . ببینیم عشقیم یا عادت . اگه عشقه ، چپ چپ نگام نکن . اگه عادته ، بعد ده سال جدا میشیم .

اگه جدا شیم ،بعدش شبا تنهایی تخمه پوست میکنم . بعدش دلم برا چپ چپ نگاهاتم تنگ میشه .

آدم واقعن چیه ؟

متن از اتوسا

لینک
پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٧ - پریناز میزبان